خرید بک لینک
آمدم پیشِ تو اما خفقان با من بوددر و دیوارِ شهری نگران با من بودآمدم خسته، گرسنه، تشنه، نا آرامکوهی اندوه، و مشتی هیجان با من بودبه خیابانها، در معرکهها، زندانهادردی از زخمِ تو، یک بارِ گران با من بودچشم چرخاندم هر حادثه تصویرِ تو بودچشم چرخاندم، چشمی نگران با من بودآمدم سر بگذارم یله در آغوشتآمدم امّا باران خزان با من بودقبلِ دیدارِ تو، یک فاجعه بلعید مراچه کنم یکسره یک راز نهان با من بوداز مجموعه شعر #موازی + نوشته شده در  ۱۴۰۱/۰۸/۰۱ &nbsp توسط وحیدطلعت  | 

برچسب: نویسنده: کامران اکبری‌نژاد تاريخ: پنجشنبه 29 دی 1401 ساعت: 19:57

سلیمی منذ حلت بالعراقالاقی من نواها ما الاقیحافظشگفتی شعر حافظ این بود و است که بسته به حال، پاسخ قانع کننده، محترمانه و در عین حال شورانگیزی به همراه داشت و دارد. آنچه شعر حافظ و حافظ را ممتاز و ماندگار ساخته، همین آن ها، حال ها و لطفِ خاص جاری در کلام اوست.شگفتی های سخن حافظ را باید چشید، زیست و مبهوت عظمت کلام او و کلام بود و فکر کرد و فکر کرد مگر می شود این قدر زیبا فهمید و حرف زد؟ضمنا ما چه خوشبخت مردمانیم که میتوانیم با دیوان او دمخور باشیم. + نوشته شده در  ۱۴۰۱/۱۰/۰۳ &nbsp توسط وحیدطلعت  | 

برچسب: نویسنده: کامران اکبری‌نژاد تاريخ: پنجشنبه 29 دی 1401 ساعت: 19:57

صفحه بندی